به گزارش آنا خبر، زن و مرد هر دو در دادگاه خانواده نشسته‌اند تا قاضی رای نهایی را صادر کند. هر دو با اینکه روزگاری عاشق هم بودند و زندگی شیرینی داشتند اما امروز به طلاق توافقی رسیده‌‌اند و می‌خواهند راهشان را از هم جدا نمایند و سرنوشت‌شان را از سر بنویسند.

زن روزهایی را به یاد می‌آورد که ساعت‌ها با دوستان مجازی خود چت و یا کانال‌های جورواجور تلگرام را بالا و پائین می‌کرد اما مدتی نگذشت که این رویه بر زندگی زناشوئی‌اش تاثیر منفی گذاشت و اتفاقی که نباید می افتاد، افتاد. همسرش علیرغم میل باطنی و از سر ناچاری می‌خواست او را طلاق بدهد چون دیگر پند و نصیحت فایده‌ای نداشت و زن اعتیاد عجیبی به شبکه‌های اجتماعی پیدا کرده بود.

در چند سال اخیر که شبکه‌های اجتماعی یکی پس از دیگری در سپهر دنیای فن آوری طلوع کردند چه بسیار خانواده‌هایی که به خاطر استفاده نادرست و بیش از حد اعضای خانواده از این شبکه‌ها فرو نپاشید و به طلاق نینجامید. چه بسیار افراد و شخصیت‌هایی که به خاطر انتشار عکس‌ها و فیلم‌های خصوصی آنان در فضای مجازی آبرویشان ریخته نشد.

طی سال‌های اخیر ارزش‌های دینی و ملی و هنجارها،اخلاق و حریم خصوصی افراد و خانواده ها توسط شبکه های اجتماعی مورد تهدید واقع شده و آسیب‌‌های جبران ناپذیری وارد آورده است. به هر حال پایه های اخلاق در جامعه ما سست و بنیان خانواده بسیاری نیز در حال فروپاشی است که البته با فیلتر کردن و بگیر و ببند مشکل آسیب‌های فضای مجازی حل نمی‌شود و  با فرهنگسازی و آگاهی دادن به مردم این امر میسر است.

از دهه هشتاد که هر کدام از ما یک وبلاگ نویس حرفه‌ای شده بودیم و هر چه دلمان می‌خواست در آنجا می نوشتیم تا به امروز که حدود ۴۰ میلیون ایرانی کاربر شبکه های اجتماعی مانند تلگرام، اینستاگرام و یا توئیتر هستند سال‌ها می‌گذرد و دیگر خبری از وبلاگ‌های شخصی نیست و همه یا به فیس بوک کوچ کرده‌اند و یا به تلگرام و اینستاگرام. اما به راستی استفاده از فضای مجازی و به عبارت دیگر شبکه‌های اجتماعی برای جامعه در حال توسعه و نیمه مدرن ایرانی یک تهدید بوده یا فرصت.

واقعیت این است که شبکه‌های اجتماعی مثل چاقوی دو لبه‌ای هستند که هم می‌توانند خطرآفرین باشند و هم موثر و مفید. اکنون شبکه‌های اجتماعی جز جدایی ناپذیر زندگی ماشینی ما شده‌‌اند. به نظر می‌رسد ما ایرانی‌ها هیچ‌گاه نخواستیم فرهنگ استفاده از ابزارهای نوین ارتباطی را یاد بگیریم به طوریکه این تکنولوژی‌های ابداعی غربی و عمدتا آمریکائی بلای جان خانواده‌ها و جامعه ایرانی شده است.

امروزه دورهمی‌های خانوادگی خیلی نایاب شده و خبری از جمع شدن‌های فامیلی، شب نشینی‌ها و بگو وبخندهای کودکان و بزرگترها نیست و باید آنرا در کتاب قصه‌ها بخوانیم. شبکه‌های اجتماعی ناخواسته و بدون اجازه میهمان همیشگی سرزمین ما شده‌اند و متاسفانه این‌چنین بین مردم فاصله انداخته و دل‌های ما را از هم دور کرده‌‌اند.

در ظاهر، نزدیک هم و زیر یک سقف زندگی می‌کنیم اما روابط مان با هم سرد و بی‌روح و ارتباط کلامی‌مان نیز کاهش چشمگیری داشته است. امروزه احوال پرسی‌ها، تبریک‌ها و تسلیت‌های ما نسبت به یکدیگر هم از فضای مجازی صورت می‌گیرد.

امروزه بیشتر وقت‌‌مان پای شبکه‌های اجتماعی می‌گذرد اما نباید از خود بپرسیم که چرا ساعت‌ها وقت با ارزش خود را بیهوده صرف خواندن مطالب بی‌محتوا و یا دیدن عکس‌ها و تصاویر مبتذل و غیراخلاقی می‌کنیم. نباید از خود بپرسیم چرا سهم کالاهای فرهنگی در سبد مصرفی ما ایرانی‌ها بسیار ناچیز است. آیا در کشورهای توسعه یافته هم اینچنین بی حساب و کتاب از فضای مجازی و شبکه های اجتماعی استفاده میشود.

تحلیل هزینه فایده استفاده از شبکه های اجتماعی، خودآگاهی و افزایش سواد رسانه‌ای راهکارهایی هستند که کمک می‌کنند تا ما با مدیریت و قت و زمان خود استفاده بهینه و مثبت از فضای مجازی ببریم و آثار منفی آنرا در زندگی کاهش دهیم یا حذف کنیم.